Header ad
Header ad

نظر اجمالی در مورد شناخت، فعالیت و چالش های جامعه مدنی

نظر اجمالی در مورد شناخت، فعالیت و چالش های جامعه مدنی

نویسنده و محقق: علی محمد اعتمادی

جامعه مدنی از پیچیده ترین مفاهیم سیاسی- اجتماعی عصر حاضر است که با وصف وجود تعبیرهای زیاد از آن تا هنوز دانشمندان به یک تعریف عمیقا جامع دست نیافته اند و در کنار آن تا هنوز شک و تردید های به خاطر هم سو بودن آن با نوعیت نظام های حاکم در جهان وجود دارد. اما از سازوکارها و مولفه های جامعه مدنی و دموکراسی برمی آید که میانه جامعه مدنی با دموکراسی خوب تر از سایر سیستم های حکومتی است، این دو در کنارهم زود تر می توانند جامعه را به نبوغ و شعورسیاسی برسانند. مفهوم جامعه مدنی در تاریخ اندیشه سیاسی، از نقش دیرینه بر خوردار است، اما نخستین بار این مفهوم در نوشته های سیاسی رم باستان دیده شده است، سپس با شکل گرفتن ذهنیت مدرن درعصر(رنسانس) مفهوم جامعه مدنی حیات جدیدی می یابد. جامعه مدنی یکی از بحث برانگیزترین مفاهیم زمان حاضراست، این عبارت در زبان فارسی معادل کلمه انگلیسی (Civil Society) به کار می رود. جامعه مدنی درلفظ، متشکل از جامعه و مدنی است، جامعه جمعی از افراد اند که ارتباط معنادار و کنش متقابل میان آنان وجود دارد و مدنی کلمه عربی است که به مفهوم شهر نشینی استفاده می شود؛ به طورکل جامعه مدنی( مفهوم زندگی اجتماعی شهری را می رساند).
تعریف های متعددی از آن صورت گرفته که هر یک از جایگاه خاص برخورداراند. کاملترین تعریف از جامعه مدنی عبارت است، مجموعه از نهادهای فعال، تشکل های صنفی، اجتماعی و سیاسیِ قانونمند و مستقل که منعکس کننده دیدگاه های افراد جامعه به نظام سیاسی حاکم اند و واسطه بین دولت و مردم می باشند، این نهادها ضامن نهادینه شدن آزادی و بسط مشارکت مردمی می باشند که در مهار قدرت های خود کامه، نقش اساسی را ایفا می کنند. با در نظر داشت مسوولیت ها،فعالیت ها و تعاریف دقیق،جامع و همه شمول از جامعه مدنی،

چرا فعالیت های جامعه مدنی در افغانستان تاثیرگذار نیست؟
با توجه به اینکه سرزمین افغانستان در ادوار مختلف با حوادث و اتفاقات تلخ، شوم و ویرانگر با سپری نمودن خم و پیج های دشوار، تازه مسیرش را به سوی صلح، سعادت و ملت شدن می پیماید. مدنیت و شهرننشینی در افغانستان به تعبیر مدرنتر (شهروند شدن) یک مفهوم(پدیده) بکر و تازه است. شهروندان این کشور پدیده مذکور را به کندی تجربه می نمایند، با روی کارآمدن دولت اسلامی افغانستان (پساطالبانیزم)، با عودت مهاجرین افغان از کشورهای همسایه توام با سرازیر شدن نفوس کشور از ولایات، روند رو به رشد شهر نیشینی افزایش یافته شهرهای بزرگ و پایتخت کشور را مزدحم، زمینه زندگی را در شهرهای مشهور دشوار ساخته است. در این میان دولت مردان و حکام شریک در قدرت همیشه رفاه، آسایش و زندگی توام با صلح و سعادت برای جامعه را یکی از شعار های تخیلی و آرمانی اش قرار دادند بر همین مبنا سلطه ای قدرتش را بالای ملت پهن نموده و از وضعیت پیش آمده ماهی مقصود گرفتند نه تنها زمینه زندگی مرفه توام با صلح و سعادت را مهیا ننموده اند که در بعضی موارد خلاف میل و امیال شهروندان این کشور گام های نیز برداشته اند. افغانستان یکی از کشورهای جهان سوم است که بیش از سی سال درگیر جنگهای داخلی و خانمان سوزاست، این حالت کشور را به چنان وضعیتی دچار ساخته که در برابر جامعه که در آن فرهنگ، آداب وفعالیت های مدنی تطبیق گردد نه تنها یکی دو چالش بلکه دسته یی از چالش ها قد می افرازد. بادرک مشکلات و نارسایی های بیش از حد جامعه مدنی کشور محدود کارهای را انجام داده اند که در بعضی مواقع موثر واقع شده اما پس از سقوط طالبان و حمایتهای گسترده ای مالی از طرف سازمان ها و نهادهای بیرونی در بخش های مختلف زندگی اجتماعی انتظار جدی تری از فعالین جامعه مدنی و فرهنگیان میرفت که از همین مجرا تکافوی زندگی نموده و این فعالیت مقدس را مسلک خویش انتخاب نموده اند. اما با کمال تاسف در اکثر از موارد فعالین جامعه مدنی این کشور نیز در مورد انعکاس و بزرگنمایی مشکلات موجوده و ناهنجاری های کشور با دید پروژه ای و اقتصادی نگریستند. البته عوامل که جامعه مدنی کشور را غیرکارا، منفعل و منزوی ساخته متعدد است و در این میان به چندین عامل که مشخصا نقش بارز در سهل انگاری و کم توجهی فعالین جامعه مدنی می شود اشاره میگردد:

۱٫ دید پروژهی فعالین جامعه مدنی نسبت به این مسلک:
در میان فعالین جامعه مدنی افغانستان معمول شده که به جای دقت در اصل موضوع و محتوای یک امر، بیشتر به آن با دید پروژه ای و اقتصادی می نگرند و فقط فعالیت های جامعه مدنی را وسیله زراندوزی میداند.

۲٫جامعه مدنی نوپا، با مفهوم بکر:
از فعالیت فعالین جامعه مدنی در کشور بیش از چند سال است که میگذرد و هنوز در میان خیلی از شهرها، ولایات، ولسوالی ها و قریه ها جای پا بازنکرده، با توجه به ناامنی ها و جنگ های خانمان سوز فعالیت جامعه مدنی در کشور چیزی نو پا و تازه تولد است که با اندک وزیش باد آسیب می بیند و فعالان جامعه مدنی مایوس میگردد.

۳٫ عدم توانمندی ومدیریت پویا درنهادهای جامعه مدنی:
چالش که دروجود اعضای نهادهای جامعۀ مدنی مشاهده میشود، ناتوانی این نهادها در امر افهام، تفهیم واقناع مردم است که کارهای نهادها با خواسته های مردم هماهنگ نبوده و یا هم نتوانستند خواسته های مردم را در اهداف نهادها تنطیم نمایند، این گونه عمل برای جامعه مدنی چالش برانگیز است.

۴٫ عدم رعایت مسائل اخلاقی از طرف نهادهای جامعه مدنی:
دشواری دیگری که در فراروی جامعه مدنی دیده می شود، برخورد جامعۀ مدنی با مسائل اخلاقی متمرکز بر ارزش ابزاری آن است، بر جنبه اجتماعی مسائل اخلاقی توجه کمتر بوده که این برخورد فعالیت های جامعه مدنی را کم رنگ ساخته است، همچنان عدم توجۀ فعالان مدنی به اصول ومنابع توانمند اسلام نه تنها که چالشهای جامعه مدنی مرفوع می گردند بلکه در تضاد با فعالیت های شان قوت ونیروی بیشتر میگیرد. باتوجه به اینکه افغانستان کشور مسلمان،مذهبی و سنتی است، قرآنکریم بدون شک مبنای فعالیت زندگی ساکنین این کشور را شکل میدهد، دارای اهمیت عظیم اخلاقی، اندیشه های مقدس در شکل گیری و ساختار دیدگاه ها می باشد به عنوان وحی الهی به انسان اندیشه ها ونماد هایی را پیشکش می کند که معنا و مفهوم واقعی زندگی را میرساند، برای خدمت به جامعه بشری از قرآن الهام گرفت و سرمشق فعالیت های مدنی قرارداد.

۵٫ فرهنگ شهرنیشینی و عدم سواد کافی جامعه:
چالش دیگری که جامعه مدنی با آن رو برو است، فرهنگ شهرنیشینی می باشد که برای رشد مدنیت با ناتوانی گام می گذارد.فرهنگ شهرنیشینی امراساسی برای این جامعه بوده که از یک طرف افراد با این فرهنگ آشنا نبوده و از جانبی هم در همین زمینه چالش دیگری نیز در برابر آن مقابل می شود و آن انتقال دادن زندگی مدنی ازقلمرو سنتی به یک قلمرو فرهنگی – سیاسی است که تار و پود مدنیت را تشکیل می دهد، این چالش بنیادی می باشد، زیرا محافظت از قلمرو سنتی با جدیت و نیروی تمام از سوی تعداد از کشورهای متحجرصورت میگیرد.

۶٫ جهانی سازی و هراس از نابودی ارزشهای عقیدتی:
جهانی سازی یا ((globalization یک اصطلاح جدید و بکر است که تازه وارد اصطلاحات سیاسی و مدنی گردیده است، مشخصه بارز جامعه مدنی جهانی سازی بشریت است، مسایل فرهنگی، دینی و اخلاقی کشورهای جهان سوم، چالشی است که جهانی سازی را دچار مشکل میسازد. مردم از جهانی سازی، تصور از دست دادن داشته ها و ارزشهای عقیدتی و فرهنگی خویش را دارند و آن را نوعی تهاجم فرهنگی وعقیدتی غرب تعبیر می نمایند، نهاد های جامعه مدنی نمونه خوبی از جهانی سازی و جهانی شدن را به نمایش میگذارد، ازهمین رو تعداد از سنت گرایان و روحانیون، عملا در برابر آن قرار می‎گیرند. مردم در تلاش آنند تا داشته های فرهنگی و اخلاقی شان را حفظ کنند که با روی کارآمدن فعالین جامعه مدنی نوعی هراس از دست دادن آن ها را فراهم می بینند.

۷٫گریز از ارزشهای اصیل تاریخی و نادیده گرفتن آن از سوی جامعه مدنی:
یکی از نکاتی که میتواند جامعه مدنی را در کشور سهل انگار و بی توجه به نمایش بگذارد کم توجهی و عدم شناخت از ارزشهای اصیل تاریخی بربنیاد واقعیت های جامعه است. جامعه مدنی نسبت به گذشته ها و ارزش های موجود در آن توجهی نداشته و یا اصلا گذشته را در نظر نمی آورند، این کار چالش برانگیز است، با وجود که جوامع مختلف بربنیاد گذشته بنا یافته و داشته ها وافتخارات نیز درعرصه های مختلف زندگی دارند، درنظر نگرفتن گذشته ها و ارزش های آن برخوردهای متفاوت با جامعه مدنی را بار می آورد و گریز از ارزش های گذشته و یا طفره رفتن از ارزشهای اصیل تاریخی عواقب بدی در روند تسریع کارهای فعالین مدنی دارد.

۸٫ جامعه مدنی؛ عامل تغییر اندیشه ها و عادات جامعه:
یکی از فعالیت های نیک و مناسب فعالین جامعه مدنی تحول و تغییراست،حال آنکه این تغییر در عادات مردم باشد ویا هم در زندگی مردم، بزرگترین مشکل در جوامع همین تغییرعادت مردم است. جامعه مدنی عادت های مردم را تعویض می نماید. آنها را از حالت خاموشی به سخن گفتن، از بی تفاوتی و بی اعتنایی به افراد مسئول و با احساس، از حالت بی اراده گی به اشخاص مصمم، از عقبگرا به آینده نگر وامیدارد.اما تا زمانی که مردم از ماهیت تغییر آگاهی پیدا نکنند، در برابر تغییر قرار خواهند گرفت. مگر وقتی آنها تغییر را مطابق منافع و امیال خویش بیابند، نه تنها از آن استفبال خواهند کرد، بلکه آن را همراهی و عملی می نمایند.

۹٫عدم مشارکت مردم در تصمیم گیری ها:
عدم مشارکت مردم در تصمیم گیری هاست که دایما مردم مواضع غیرفعال و بی تفاوت در برابر معیار های زنده گی اجتماعی را اختیار می کنند، از این رو در تطبیق معیارها و برنامه های جامعه مدنی حالت بی تفاوتی را پیشه می کنند. سهیم ساختن مردم و شرکت دادن آن ها در مسایل اجتماعی گرچه بخش از وظایف جامعه مدنی می باشد، در صورت اشتراک مردم به فعالیت های مدنی میتواند در هردو بخش(تصمیم گیری و مشارکت) در مورد فعالیت های جامعه مدنی ممد واقع شود.

۱۰٫ فقراقتصادی؛فعالیت های جامعه مدنی را متاثرمیسازد:
یکی از دست آورد هایی که ناشی از سال های جنگ در کشور است، مسئله فقر و عدم موجودیت سرمایه در اختیارهمه، خصوصا در نزد فعالین فرهنگی ومدنی می باشد، در همین حال روحیه متکی شدن بر دیگران، به ویژه به موسسات بین المللی تقویت شد. جنگهای متداوم طی چندین دهه در کشور، نبود کار و مشغله برای مردم مشکلات غیرقابل پیش بینی را به وجود آورد، آمدن موسسات کمکی و تعاونی بین المللی به کشور و دستگیری آنها عادت دیگری را به مردم تحمیل نمود. طی سالیان گدشته کمتر کسانی به فکر خود کفایی شدند و فرصت توانایی یافتند تا به پای خویش بایستند. بیشترین گروپ های مردم در این سالها به حمایه موسسات خیر خواه بین المللی زندگی کردند، حتی توانایی فکر کردن برای دریافتن منبع که آنها را قادر بسازد تا خود زندگی خویش را تامین کنند، از دست دادند. این وضع چالش بزرگی را در برابر جامعه مدنی ایجاد کرد.همچنان مصارف گزاف که توسط سازمان های خیریه انجام گرفت این مصارف اضطراری و پروژه ای بوده و هیج کار زیربنایی را در عرصه اقتصاد، فرهنگ و مدنیت انجام نداده اند و فقر مزمن فعالیت های مدنی را تحت الشعاع قرار داده است.

۱۱٫ چالش امنیتی:
دولت یکی از وظایف عمده اش تامین امنیت برای اتباع کشوراست، آن را به وجه احسن انجام نمی دهد ویا انجام داده نمیتواند، عدم تامین امنیت توسط دولت چالشی در برابر جامعه مدنی است، درنبود امنیت زمینه تطبیق قوانین برهم خورده، فرهنگ وآداب شهرنیشینی دچار اختلال شده، زور گویی و خشونت اوج می گیرد. ناتوانی حکومت و قانون در کشور در برابر قانون شکنان و زور گویان چالشی است بزرگ که برای جامعه مدنی و پیشرفت جامعه مانع ایجاد می نمایند.

۱۲٫کتمان ناکامی پروژهای تطبیقی از سوی کارگزاران و فعالین جامعه مدنی:
مشکل که درفعالیت نهادهای مدنی رونما است، کتمان نا کامی های رهبران آن ها ازتطبیق حقایق پروژها بوده، مقامات مسئول و تمویل کننده گان عمدتا بر راپورهای ارایه شده تکیه کرده بدون واقعیت عملی، انعکاس داده میشود واز تطبیق موفقیت آمیز پروژها به مردم و جامعه اخبار می گردد و این خود باعث عدم موفقیت و تاثیرگذاری فعالیت های جامعه مدنی محسوب میشود.

۱۳٫ تمایل و گرایش های ملیت پرستی و قوم گرایی:
افغانستان کشوری کثیرالملیت است، تعدد اقوام دراین کشور که بیسوادی،فرهنگ قبیلوی،انکشاف ذهنیت های سنتی، مسائل انحرافات و تعصب های منطقه گرای،قوم گرایی، قبیله گرایی،مذهب گرایی… مردم را به کام مرگ کشانده، ضربه در پیکر جامعه مدنی نیز وارد نموده، خواسته ویا ناخواسته ریشه های تعصب در وجود انسان افغانی دویده و حتی بهترین استادان دانشگاه و مراکز علمی را تحت الشعاع قرار داده است،فعالین جامعه مدنی از این امر استثنا نیست و در موارد متهم به سمت گرایی و قوم گرایی نیز شده اند.

۱۴٫ موجودیت فساد مالی و اداری در ساختار جامعه مدنی:
افغانستان یگانه کشوری است که در رده بندی فساد مالی واداری مقام دوم را در سطح دنیا از آن خود ساخته است، فساد در کشور از بالاترین ارگان دولتی شروع تا پائین رتبه ترین مامور دولت را آلوده ساخته و مبارزه با این پدیده خیلی دشوار و تاوان سنگین را در پی خواهد داشت. از آنجای که جامعه مدنی در ساختار اجتماع و سیاست دخیل است ، نمیتوان ادعا کرد که این جامعه از فساد مالی واداری مبرا است، برای گرفتن پروژه های مهم و حیاتی باید رشوه دهد و برای تطبیق آن نیز باید اختلاس نماید، این سنت نا میمون و خیلی ها نا پسند در کشوردرآخرین روزهای حکومت کرزی به اوجش رسیده بود و اکنون رئیس جمهور جدید “داکتر اشرف غنی”، مبارزه با این پدیده را با قطعیت آغاز نموده و مافیای فساد را حدوداً نگران ساخته است.امید است که در امرمبارزه با این پدیده پایدار بماند نه پای دار.
خلاصۀ سخن:
عوامل متعدد که ذکر شد دلایل ناکامی جامعه مدنی درکشوراست و شاید نکات بارز دیگر نیز موجود باشد که از ذکر آن در این مقاله به دلیل طویل شدن آن صرف نظر شده، اما ایجاد، حمایت و تقویت جامعۀ مدنی مسئولیت هر فرد آگاه جامعه است، زمینۀ تطبیق وعملی ساختن معیارهای جامعۀ مدنی بر بنیاد تحقق اساسات اسلامی،آزادی، حقوق بشر،عدالت اجتماعی وحاکمیت قانون فراهم ساخته شود. حقیقت سخن این است که تطبیق معیارهای این جامعه بدون استثناء چون آئینه یی است که هر فرد و هرگروه چهرۀ خود را در آن می بینند و توانائی خویش را براین معیارها می سنجند دریافت موقف و منافع فرد در چوکات معینۀ آن تشویق برانگیز می گردد.زمینه سازی برای تطبیق ارزش های اسلامی در جامعۀ مدنی کیفیت جدید تحرک به این جامعه می بخشد و برای فراهم سازی یک جامعۀ مدنی فراگیر راه باز می گردد. و چالش های یادشده راه بیرون رفت را دریافته و کشور با بنیاد این جامعه از بلاتکلیفی رهائی یافته می تواند.

منابع و مأخذ:
الف: کتاب ” جامعۀ مدنی در جهان اسلام – چشم اندازهای معاصر ” ، دکتر امین
ب: ساجو، ترجمۀ دکتر فریدون بدره ای، تهران ۱۳۸۴٫
ج: استفاده از مجموعۀ مقالات از دانشمندان جامعه شناسی

مطالب مرتبط